سـفــره قلـمکـار
Just another WordPress.com weblogپیرهن عشق؛ عشق پیرهن
پچ پچ های مادرم با اشرف خانمِ خیاط؛
گرفتن اندازه های من در خواب؛
اولین پیرهن مشکی؛
چهار سال داشتم…
پ ن:
الا جمیـــلا
درباره حضور پرسپولیس و استقلال در ادبیات کودکان
عروسک قشنگ من “قرمز” پوشیده
تو رختخواب مخمل “آبی” خوابیده
دلیـــل
باید بود؛
آنگونه که “حسین” بود.
باید دید؛
آنگونه که “زینب” دید.
باید نوشت؛
آنگونه که باید نوشت …
پ ن:
وبلاگ «الا جمیلا»
که حاوی نوشته های عاشورایی ام است را
راه اندازی کردم.
آری به اتفاق :: فـال شـب یـلـدا
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعلهایست که در آسمان گرفت
میخواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار میشدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنهها که دامن آخرزمان گرفت
می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
بر برگ گل به خون شقایق نوشتهاند
کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

