
از محبت خارها گل میشود
جغد تحت عشق بلبل میشود
بستگی دارد به زور عشق، گاه
آدم عاقل به کل خل میشود
توی کار عقل با اعلام عشق
سنگ می افتد؛ تداخل میشود
خاصه آن وقتی که معشوقه تویی
بالاخص وقتی لبت گل میشود
آه ای شیرین که دنیا با شما
هر چه غمگین هم، تحمل میشود
اینچنین کز خانه میآیی برون
دست و پای مردها شل میشود
ای تو تلفیق کلاسیک و مدرن
با تو سنت انتلکتول میشود
خود اگر فردوسی توسی بود
پیش خط چشمت اُمّل میشود
گرگ عشقت چون که در پشت در است
لاجرم منگول، منگل میشود
خاطرت کلی عزیز است آنقدر
که تعاملها تقابل میشود
توی تهران راه میافتی ولی
چنگ و دعوا توی کابل میشود
راه میافتی تمام چشمها
پیش پای نازکت پل میشود
(بگذریم از داستانهای نگاه
و آنچه بین ما تبادل میشود)
عاشقان با واعظان در گیر و دار
فقه مغلوب تساهل میشود
حافظم میگفت چون با عاشقان
دور درگیرد تسلسل میشود
گفتمش آری ولی کو عاشقی؟
عشق اغلب جنس بنجل میشود
* * *
گاه شیطان جوهر خودکار ماست
شعر گفتن هم تغافل می شود
باز بعد از بیت هایی اینچنین
کار ما آه و توسل میشود
گرچه بسیار است از این قافیه
تا همینجایش برادر کافیه!
:: مصطفا حسنزاده ::
::::::::::::::::::::::::::::
از محبت خارها گل میشود
کــاکتــوس انگار سنبل میشود
از محبت عرعر یابو و خر
دلنشین چون صوت بلبل میشود
از محبت هم ارسطو هم هگل
عاشق و شیدا و اوسکُل میشود
از محبت تاجر اینکاره هم
مشتری جنس بنجل میشود
از محبت اُمّـلِ قرتی شده
توبه کار و بــاز امّـل میشود
از محبت جایِ زیپِ بوالهوس
زانوان عاشقان شل میشود
از محبت لیلی و شیرین شعر
هرچه هم عاقل، ولـی خل میشود
از محبت چـشمهای هرزه گـرد
روی خال چهرهای زُل میشود
از محبت زیر دوش آب گرم
دو ر می فا لا یهو سل میشود
از محبت وحشیِ عصر حجـر
اهل گفتار و تعامل میشود
از محبت کافر و ملحد، شبی
زاهد و اهل توکل میشود
از محبت آدم اهل چمــاق
ناگهان اهل تعادل میشود
از محبت خارها گل میشود
شاعـر بیچاره منگل میشود!
:: رضا احسانپور ::
